قطعی الدلالۀ بودن عمومات قرآن از منظر مذاهب اسلامی

نوع مقاله : پژوهشی (داوری عادی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فقه و حقوق خصوصی مدرسه عالی و دانشگاه شهید مطهری تهران؛ (نویسنده مسئول)؛ narimanpourm99@gmail.com

2 دانشیار فقه و حقوق خصوصی مدرسه عالی و دانشگاه شهید مطهری تهران

10.22034/jrj.2020.55017.1769

چکیده

در اصول‌فقه معروف است که علما ادله را از حیث قطعی‌ یا ظنی‌بودن کنکاش می‌کنند. از آن جمله ادله، عمومات قرآن است. عمومات قرآن از حیث سند به اجماع مسلمین، قطعی است؛‌ اما از حیث دلالت محل نزاع است؛‌ نزاعی پُردامنه که از قدیم رایج بوده است. این بحث در میان متأخران شیعه به‌دلیل آنکه ظنی‌بودنِ دلالت عمومات ارسال، مسلّم تلقی شده، از کنکاش علما به‌دور مانده است؛ گرچه در میان علمای اهل‌سنت متروک نمانده و در کتب مختلف مورد مناقشه بوده است. بنابر دیدگاه جمهور علمای فریقین، عمومات قرآن از ظنون معتبره به‌شمار می‌آید. در مقابل این دیدگاه مشهور، از شیعه، شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و برخی از معاصران و از اهل‌سنت، شاطبی، ابن‌تیمیه و غالب علمای حنفی و معتزله قائل‌اند که دلالت عام، قطعی است. مطابق استقراء صورت‌گرفته، سه دلیل در قطعی‌بودنِ دلالت عمومات وجود دارد: عدم جواز تأخیر بیان از وقت خطاب، قطعی‌بودنِ مدالیل استعمالی و تبادر معانی موضوعٌ‌له. در این پژوهش با مطالعه مقارن میان فریقین، به تبیین مبانی این نظریه پرداخته شده است. به نظر می­رسد، نظریه قطعی‌بودنِ دلالت عمومات دارای پشتوانه‌ای قوی است و هر سه دلیلی که برای این دیدگاه مطرح شده است، قابل‌دفاع و موجه‌اند؛ چراکه مطابق هر سه دلیل، مخصصات منفصل برخلاف اسلوب زبان و ادبیات عرب هستند و وجه مخالفت آن، این است که بنابر قواعد زبان عربی، متکلم بدون نصب قرینه نمی‌تواند خلاف معنای متبادر را اراده کند و عدول از این قاعده منجر به تجهیل و تلبیس، تکلیف به ما لایطاق و بلافایده‌بودن کلام می ­شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Conclusiveness of the Authenticity of the Quran Generalities from the Viewpoint of Islamic Schools of Thought

نویسندگان [English]

  • Mahdi Narimanpour 1
  • Seyed Mohammad Sadegh Mousavi 2
1 PhD Student in Islamic Jurisprudence and Private Law at Shahid Motahari University, Tehran Iran.
2 Associate Professor of Islamic Jurisprudence and Private Law at Shahid Motahari University, Tehran Iran.
چکیده [English]

In Usul al-Fiqh (principle of Jurisprudence), it is well known that arguments and proofs are classified by jurists into conclusive and non-conclusive. Quran generalitiesare considered by Muslims as being conclusive in terms of its chain of transmission. However, their implications have long been widely disputed by Muslim scholars and jurists.
While contemporary Shiite jurists have taken the Quranic generalities as non-conclusive and thus have not discussed it much, the Sunni jurists have addressed this issue in several books.
According to most Sunni and Shiite jurists, the generalities of the Quran are considered valid presumptions. Contrary to this view, some Shiite Ulama such as Sheikh Mufid, Sayyid al-Murtaza, Sheikh Tousi, and some contemporary jurists on the one hand, and some Sunni jurists such as Shatibi, Ibn Taymiyyah, and most of Hanafi jurists and Mu'tazila on the other hand, argue that implications of the generalities are conclusive. As found through induction, there are three reasons for the conclusiveness of the generalities' implications:1) the impermissibility of delay in the exposition from the time of speech; 2) conclusiveness of the used implications; and 3) the implication of the intended subject. This study sought to elaborate on the topic through the comparative analysis of the views expressed by Shiite and Sunni jurists in this regard. It appears that the views concerning the conclusiveness of the generalities' implications are strongly backed by reason and all the three reasons presented are defendable and justified. According to those reasons, disconnected particularizersare contrary to the Arabic Language's rhetoric because based on Arabic Language's grammar, the speaker could not intend to convey a meaning opposite to what is signified by a word. Therefore, deviation from this principle may result in ignorance, deception, an obligation to the impossible and, the uselessness of speech.
Keywords: Implication, Generalities, Conclusiveness, delay the exposition, Used implications, Signification, Arabic Language and literature.

کلیدواژه‌ها [English]

  • implication
  • generalities
  • Conclusiveness
  • delay the exposition
  • Used implications
  • signification
  • Arabic language and literature

عنوان مقاله [العربیة]

رأی المذاهب الإسلامیة فی قطعیة دلالة عمومات القرآن الکریم

چکیده [العربیة]

من المعروف فی أصول الفقه أنّ العلماء یهتمون بدراسة الأدلة من حیث قطعیتها أو ظنیتها، ومن تلک الأدلة عمومات القرآن الکریم التی أجمع المسلمون على قطعیة سندها، واختلفوا فی دلالتها، والاختلاف هنا واسع النطاق وقدیم، وبقی هذا البحث بعیدا عن اهتمام متأخری الشیعة وذلک لأنّهم سلّموا بظنیة دلالة العمومات، ولم یکن الأمر کذلک عند علماء أهل السنة. فقد ناقشوا المسألة فی مختلف کتبهم، وبناء على رأی جمهور علماء الفریقین تعدّ عمومات القرآن الکریم من الظنون المعتبرة.



وفی مقابل هذا الرأی المشهور ذهب البعض للقول بقطعیة دلالة العام، وهم من الشیعة: الشیخ المفید، والسید المرتضى، والشیخ الطوسی، وبعض المعاصرین، ومن أهل السنة: الشاطبی، وابن تیمیة، وأکثر علماء الحنفیة، والمعتزلة.



وفقا للاستقراء الذی أجریناه یوجد ثلاثة أدلة على قطعیة دلالة العمومات، وهی: عدم جواز تأخیر البیان عن زمن الخطاب، قطعیة المدالیل الاستعمالیة، وتبادر المعنى الموضوع له.



عمدنا فی هذا البحث وعبر الدراسة المقارنة لآراء الفریقین إلى تبیین مبانی هذه النظریة، ویظهر أنّ نظریة قطعیة دلالة العمومات تمتلک مقوّمات القوة، والأدلة الثلاثة المقدمة لإثباتها هی أدلة قویة ومعتبرة، وذلک لأنّه وفقا للأدلة الثلاثة فإنّ المخصصات المنفصلة تنافی أسلوب اللغة العربیة وآدابها، ووجه التنافی هو أنّه وفقا لقواعد اللغة العربیة لا یمکن للمتکلم إرادة خلاف المعنى المتبادر من دون وجود القرینة المناسبة، والعدول عن هذه القاعدة یؤدی إلى التجهیل والتلبیس والتکلیف بما لا یطاق وعدم إفادة الکلام.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • الدلالة
  • العمومات
  • القطعیة
  • تأخیر البیان
  • المدالیل الاستعمالیة
  • التبادر
  • اللغة العربیة وآدابها

در دست اقدام

آخوندخراسانی، محمدکاظم بن حسن. (1415ق). کفایۀ الأصول. نهم. قم: موسسه نشر اسلامی.
آمدی، ابوالحسن علی‌بن ابی‌ثعلبی. (بی‌تا). الاحکام فی اصول الاحکام. بیروت: المکتب الاسلامی.
ابن‌ادریس، محمدبن احمد. (1410 ق). السرائر. دوم. قم: موسسه النشر الاسلامی.
ابن ‌شهیدثانی، حسن‌بن زین‌الدین. (بی‌تا). معالم الدین و ملاذ المجتهدین. نهم، قم: موسسه النشر الاسلامی.
ابیاری، علی‌بن اسماعیل. (1413ق). التحقیق والبیان فی شرح البرهان فی اصول الفقه. یکم. کویت: دار الضیاء.
ادیب صالح، محمد. (1413ق). تفسیر النصوص فی الفقه الاسلامی. یکم، بیروت: المکتب الاسلامی.
باقلانی، محمدبن الطیب. (1418ق). التقریب والإرشاد (الصغیر). یکم، بیروت: موسسه الرساله.
بخاری، امیربادشاه. (1403ق). تیسیر التحریر. یکم، بیروت: دارُ الکتب العربیه.
بخاری، علاءالدین. (بی‌تا). کشف‌الاسرار عن اصول البزدوی. دارُ الکتاب الاسلامی.
 بصری معتزلی، ابوالحسن. (1403ق). المعتمد فی اصول الفقه. یکم، بیروت: دار الکتب العلمیه.
تفتازانی، سعدالدین مسعود. (1416ق). شرح التلویح علی التوضیح لمتن التنقیح فی اصول الفقه. یکم،  بیروت: دارُ الکتب العلمیه.
 حرّعاملی، محمدبن حسن. (1416ق). وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعه. سوم، قم: موسسه آل‌البیت: لإحیاء التراث.
حلی، ابومنصور جمال‌الدین. (1403ق). معارج الأصول. یکم. قم: موسسه آل‌البیت: لإحیاء التراث.
خضری‌بک، محمد. (1389ق). اصول الفقه. ششم، مصر: المکتبة التجاریة الکبری.
خن، محمدمصطفی معاذ. (1428ق). القطعی والظنی فی الثبوت والدلالۀ عند الاصولیین. یکم، دمشق: دارُ الکلم الطیب.
خویی، سید ابوالقاسم. (1417ق). محاضرات فی اصول الفقه. یکم، قم: موسسه احیاء آثار الخوئی.
رازی، فخرالدین. (1418ق). المحصول. دوم. بیروت: موسسه الرساله.
زحیلی، وهبه. (1406ق). اصول الفقه الاسلامی. یکم، دمشق: دارُ الفکر.
زرکشی، بدرالدین. (1418ق). تشنیف المسامع بجمع الجوامع. قاهره: مؤسسه قرطبه.
سبحانی، جعفر. (1435ق). المبسوط فی اصول الفقه. یکم، قم: موسسه امام صادق7.
ـــــــ . (1418ق). المحصول فی علم الأصول. یکم. قم: موسسه امام صادق7.
ـــــــ. (1426ق). ارشادالعقول الی مباحث الأصول. یکم، قم: موسسه امام صادق7.
سرخسی، محمدبن احمد. (1414ق). اصول السرخسی. یکم، بیروت: دارُ المعرفه.
سمرقندی، علاءالدین. (1404ق). میزان الأصول فی نتائج العقول. یکم، قطر: مطابع الدوحه الحدیثه.
سمعانی، ابوالمظفر منصوربن محمد. (1418ق). قواطع الأدلة فی الأصول. یکم. بیروت: دارُ الکتب العلمیه.
سهالوی‌الأنصاری‌اللکنوی، عبدالعلی محمدبن نظام‌الدین. (1423ق). فواتح الرحموت بشرح مسلم الثبوت. بیروت: دارُ الکتب العلمیه.
شاطبی، ابراهیم‌بن موسی. (1417ق). الموافقات فی اصول الشریعه. دوم. قاهره: دارُ ابن‌عفان.
شوکانی، محمدبن علی. (1356ق). ارشاد الفحول الی تحقیق الحق من علم الأصول. اول. مصر: مطبعه مصطفی البابی.
طوسی، محمدبن حسن. (1417ق). العدۀ فی اصول الفقه. یکم. قم: محمدتقی علاقه‌مندان.
طوفی، سلیمان‌بن عبدالقوی. (1407ق). شرح مختصر الروضه. یکم. بیروت: مؤسسه الرساله.
عاملی، بهاءالدین محمدبن حسین. (1423ق). زبدۀ الأصول. یکم. قم: مرصاد.
علم‌الهدی، سیدمرتضی. (1363ش). الذریعۀ الی الشریعه. یکم. تهران: دانشگاه تهران.
قمی، ابوالقاسم‌بن محمدحسن. (1387ش). قوانین الأصول. یکم. تهران: مکتبه العلمیه الاسلامیه.
کلوذانی، محفوظ‌بن احمد. (1406ق). التمهید فی اصول الفقه. یکم. ریاض: مرکز البحث العلمی وإحیاء التراث الإسلامی.
مرداوی، علی‌بن سلیمان. (1421ق). التحبیر، شرح التحریر فی اصول الفقه. یکم. ریاض: مکتبه الرشد.
مفید، محمدبن محمد. (1413ق). التذکرة باصول الفقه. یکم. قم: الموتمر العالمی لألفیه الشیخ المفید.
نسفی، ملاجیون. (1403ق). نور الأنوار فی شرح المنار. یکم. بیروت: دارُ الکتب العلمیه.