بُن‌نگرۀ «شخصیت‌گرایی» در اصول‌فقه و هویت‌یابی نظریۀ حقُ‌الطاعه

نوع مقاله: پژوهشی (داوری عادی)

نویسنده

گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه عدالت، تهران، ایران

10.22081/jrj.2016.20952

چکیده

بن‌نگره «شخصیت‌گرایی» بر اصول‌فقه معاصر سایه افکنده است. این بن‌نگره دارای خاستگاه زبانی و اجتماعی است که سرچشمه آن زبان عربی به‌عنوان زبان دانش‌های اسلامی است. در اصول‌فقه، ساختار امر با اندیشه شخصیت‌گرایی تحلیل می‌شود؛ بدین‌گونه که وقتی آمر/ مولا نسبت به کاری امر می‌کند، درحقیقت، شخصیت آمر به عملی که بدان امر شده ربط پیدا می‌کند. درنتیجه، مأمور اگر امر را انجام ندهد درواقع به شخصیت آمر و کرامت او ضربه زده و احترام آمر را رعایت نکرده است. در بن‌نگرۀ شخصیت‌گرایی، ملاک استحقاق عقاب در مخالفت با امر مولا، زیرپاگذاشتن احترام به مولا، طغیان عبد بر مولای خویش و هتک حرمت شخصیت اوست که بنابر تفسیر عقل عملی صورت می‌گیرد. نظریۀ حق‌الطاعه به‌عنوان نمونه اعلای بن‌نگرۀ شخصیت‌گرایی از این منظر نقد می‌شود. بن‌نگرۀ شخصیت‌گرایی متناسب با جوامع طبقاتی بوده و مانع رشد تفکر قانونی در اصول‌فقه است. همچنین نقدهایی براساس رویکرد عقلایی و سنجش میان ارزش احتمال و محتمل در برابر نظریۀ حق‌الطاعه قرار می‌گیرد و به دیدگاه پیشنهادی در حجیت احتمال اشاره می‌شود.

تازه های تحقیق

بن‌نگره، هویت‌بخش نظریه است و هرنظریه در منظومۀ معنایی، مفهومی و هویتیِ بن‌نگره تعریف می‌شود. در فلسفۀ علم اصول‌فقه می‌توان از بن‌نگره‌های حاکم بر دانش اصول سخن گفت. در اصول‌فقه معاصر نیز می‌توان به بن‌نگرۀ شخصیت‌گرایی پرداخت. هویت نظریه حق‌الطاعه نیز وامدار و وابسته به این بن‌نگره است. در شخصیت‌گرایی، ساختار عبد و مولا رقم می‌خورد و در تمام بخش‌های اصول به‌ویژه تحلیل حکم و اعتبار شارع مقدس می‌توان وابستگی به شخصیت مولا را دید و اینکه تمام ارکان حکم‌شناسی در رابطۀ عبد و مولا خلاصه می‌شود. نقد اساسی به این بن‌نگره، آن است که این رویکرد مناسب با جوامع طبقاتی و قیبله‌گرایی است و تناسبی با حاکمیت قانون ندارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Paradigm of Personalism in Principles of Jurisprudence and Identification of aq al-Tā‘a (Right of Obedience) Theory

نویسنده [English]

  • Ali Elahi Khorasani
Department of Jurisprudence and Principles of Islamic Law, Edalat University, Tehran, Iran
چکیده [English]

Paradigm of personalism has prevailed the Contemporary Principles of Jurisprudence. This paradigm is located in a linguistic and social source which roots in Arabic as the language of Islamic sciences. In Principles of Jurisprudence, the imperative structure is analyzed with the ideology of individuality, so that while the mawlā (commander or guardian) commands a person to do something, in fact, the personality and individuality of the commander is associated with the commanded. Given the servant refuses to do what is commanded by his mawlā, he has disrespected and disgraced his mawlā. In the individuality paradigm, the criterion for punishment infliction on disobeying the mawlā›s command and disrespecting him is the servant›s rebellion against his mawlā and disgracing him, which is performed based on the practical wisdom interpretation.    
aq al-tā‘a theory as a distinctive sample of paradigm of personalism is criticized from this perspective. This paradigm is in line with social class idea and impedes the legal thought growth in Principles of Jurisprudence. Likewise, based on the intellectual approach and evaluation of the probability value, some criticisms on aq al-tā‘a theory are leveled and a proposed notion in the credibility of probability is referred to.

کلیدواژه‌ها [English]

  • the philosophy of Principles of Jurisprudence
  • fundamental (u ūlī) paradigm
  • personalism
  • aq al-tā‘a
  • the commander and servant relation