مشروعیت دولت اسلامی در اندیشۀ آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر نظریۀ مشروعیت مرکب

نوع مقاله : پژوهشی (داوری سریع)

نویسنده

دانش‌پژوه مؤسسۀ عالی فقه و علوم اسلامی، قم و دانش‌آموختۀ مقطع کارشناسی ارشد رشتۀ حقوق عمومی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

10.22034/jrj.2026.73057.3068

چکیده

مشروعیت، زیربنای تمام نظام‌های سیاسی است که طبق آن، حکومت می‌تواند از شهروندان انتظار اطاعت و فرمان‌برداری داشته باشد. مشروعیت سیاسی در دولت اسلامی، مفهومی چندوجهی است که میان منابع الهی، خواست مردم و ضرورت‌های عملی حکمرانی در نوسان است. در نظریۀ ولایت فقیه، این تقابل به شکل انتخاب یا انتصاب تجلی می‌یابد. مشروعیت سیاسی ولی فقیه، به‌عنوان محور حکمرانی در نظام‌های اسلامی و از جمله نظام جمهوری اسلامی ایران، همواره محل بحث میان دو خوانش «نصب الهی» و «خواست مردمی» بوده است. این مقاله با روش تحلیلی - توصیفی و با استناد به آثار فقهی و بیانات، به بررسی مفهوم مشروعیت سیاسی ولی فقیه در ضمن آرای آیت‌الله خامنه‌ای می‌پردازد و تلاش می‌کند در لابه‌لای بیاناتِ به‌ظاهر متفاوت در مقولۀ ولایت انتخابی یا انتصابی فقیه، اندیشۀ سیاسی ایشان را در این باره کشف نماید. یافته‌ها حاکی از آن است که ایشان با تکیه بر مشروعیت دوگانۀ الهی - مردمی (مشروعیت مرکب) و مشروطیت اختیارات فقیه، مشروعیت ثبوتی ولایت را نیز در گرو خواست مردم می‌داند؛ این مهم در نقشۀ راه حکمرانی دینی و به‌ویژه در حوزۀ حقوق اساسی حائز اهمیت خواهد بود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Legitimacy of the Islamic State in the Thought of Martyr Ayatollah Khamenei, with Emphasis on the Theory of Composite Legitimacy

نویسنده [English]

  • Javad Najafi
Department of Public Law, Faculty of Law and Political Science, Allameh Tabatabaei University, Tehran/School of Specialized Jurisprudence, Higher Institute of Jurisprudence and Islamic Sciences, Qom, Iran
چکیده [English]

Legitimacy constitutes the foundation of every political system, establishing the framework by which a government may legitimately expect compliance and obedience from its citizens. In an Islamic state, political legitimacy is a multifaceted concept operating at the intersection of divine authority, popular will, and practical imperatives of governance. Within the framework of wilāyat al-faqīh (guardianship of the Islamic jurist), this dynamic manifests as a dynamic tension between popular election (intikhāb) and divine appointment (naṣb). Consequently, the source of authority of the walī al-faqīh—the central pillar of governance in the Islamic Republic of Iran—has long generated debate between two main theoretical models: “divine appointment” (mashrūʿīyyat-e ilāhī) and “popular election” (mashrūʿīyyat-e mardumī).Employing a descriptive-analytical methodology applied to juristic works, speeches, and official statements, this study examines the political legitimacy of the walī al-faqīh within the thought of Martyr Ayatollah Khamenei. It seeks to harmonize his seemingly divergent statements regarding the appointive versus elective dimensions of juristic guardianship. The findings reveal that by articulating a dual divine-popular legitimacy—termed “composite legitimacy” (mashrūʿīyyat-e murakkab)—and by emphasizing the conditional nature of governance power, Ayatollah Khamenei posits that the realization and practical efficacy of the jurist’s authority is intrinsically contingent upon the active will and acceptance of the people. This theoretical synthesis holds significant implications for religious democracy (mardom-sālāri-ye dīnī) and constitutional jurisprudence.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Political Legitimacy؛ Martyr Ayatollah Khamenei؛ Islamic State
  • Wilāyat al-Faqīh؛ Composite Legitimacy (Mashrūʿīyyat-e Murakkab)؛ Election and Appointment (Intikhāb wa Naṣb)
  • Islamic Political Thought

عنوان مقاله [العربیة]

مشروعیت دولت اسلامی در اندیشۀ آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای با تأکید بر نظریۀ مشروعیت مرکب

چکیده [العربیة]

تُعدّ الشرعیة الرکیزة الأساسیة لجمیع الأنظمة السیاسیة، والتی بموجبها یحق للحکومة أن تتوقع الطاعة والامتثال من المواطنین. وتُعتبر الشرعیة السیاسیة فی الدولة الإسلامیة مفهوماً متعدد الأبعاد یتجاذب بین المصادر الإلهیة، والإرادة الشعبیة، والمقتضیات العملیة للحکم. وتتجلى هذه الثنائیة فی نظریة "ولایة الفقیه" على شکل جدلیة "الانتخاب أم التعیین (النصب الإلهی)".
لطالما کانت الشرعیة السیاسیة للولی الفقیه—باعتباره محورا للحکم فی الأنظمة الإسلامیة ومنها نظام الجمهوریة الإسلامیة الإیرانیة—محل نقاش بین قراءتین: "النصب الإلهی" و"الإرادة الشعبیة".
تتناول هذه المقالة—وفق المنهج الوصفی التحلیلی وبالاستناد إلى الآثار الفقهیة والتصریحات—مفهوم الشرعیة السیاسیة للولی الفقیه فی أفکار آیة الله الخامنئی، وتسعى إلى الکشف عن فکره السیاسی فی هذا الصدد من خلال معالجة التصریحات التی تبدو متمایزة حول ولایة الفقیه أهی بالانتخاب أم بالنصب.
وتُظهر النتائج أنه مع اعتماده على الشرعیة المزدوجة (الإلهیة - الشعبیة / الشرعیة المرکبة) واشتراط صلاحیات الفقیه، یعتبر الشرعیة الثبوتیة للولایة مرهونةً أیضاً بإرادة الشعب؛ وهو أمرٌ بالغ الأهمیة فی خریطة طریق الحکم الدینی، ولا سیما فی مجال القانون الدستوری.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • الشرعیة
  • آیة الله الخامنئی
  • الدولة الإسلامیة
  • ولایة الفقیه
  • الشرعیة المرکبة
  • الانتخاب والنصب
  • النظام السیاسی

در دست اقدام ...

  1. قرآن کریم.

    1. ‏‫ ابن سیده، علی بن اسماعیل. (۱۴۱۷). المحکم و المحیط الأعظم. دار الکتب العلمیة.
    2. ‏‫ابن فارس، احمد بن فارس. (۱۹۶۹م). معجم مقاییس اللغة. دار إحیاء الکتب العربیة.
    3. ‏‫ابن منظور، محمد بن مکرم. (۱۴۱۴ق). لسان العرب. دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع.
    4. بحرانی، یوسف. (۱۴۱۵ق). الحدائق الناضره فی احکام العتره الطاهره. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
    5. جوادی آملی، عبدالله(۱۳۸۵). تفسیر موضوعی قرآن کریم. چاپ ششم. قم: اسرا.
    6. ‏‫جوهری، اسماعیل بن حماد. (۱۴۰۴ق). الصحاح (للجوهری). دار العلم للملایین.
    7. حلّی، حسن بن یوسف (علامه حلی). (۱۴۱۸ق). تذکره الفقها. قم: مؤسسۀ آل البیت:.
    8. ‏‫فراهیدی، خلیل بن احمد. (۱۳۸۰ق). العین. مؤسسة دار الهجرة.
    9. ‏‫راغب اصفهانی، حسین بن محمد. (۱۴۲۲ق). ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن. مرتضوی.
    10. ‏‫سبحانی تبریزی، جعفر. (1394). الموجز فی أصول الفقه. قم: مؤسسة الإمام الصادق7.
    11. ‏‫طباطبایی، سیدمحمدکاظم. (۱۳۹۰). منطق فهم حدیث. قم: موسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
    12. ‏‫طباطبایی، محمد حسین. (۱۳۸۳). تفسیر المیزان (ترجمه). مترجم: محمد باقر موسوی، مترجم. قم: خدفتر انتشارات اسلامی.
    13. ‏‫طباطبایی، محمد حسین. (۱۳۹۹). اصول فلسفه و روش رئالیسم. قم: صدرا.
    14. ‏‫طباطبایی، محمدحسین. (۱۳۷۴). حاشیة الکفایة. بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی‏.
    15. ‏‫علیدوست، ابوالقاسم. (۱۳۹۸). فقه و عرف. پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی.
    16. ‏‫مظفر، محمد رضا. (1394). أصول الفقه. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
    17. ‏‫مکارم شیرازی، ناصر. (۱۴۲۸ق). أنوار الأصول. قم: مدرسة الإمام علی بن أبی طالب7.
    18. ‏‫نجاتی، محمد؛ محمودی، محسن و سالاری، یاسر. (۱۳۹۸). فاعل شناسایی و نفس در تفکر کانت و ملاصدرا؛ لوازم و پیامدها. فصلنامۀ شناخت، (12).
    19. ‏‫واسطی، عبدالحمید. (۱۳۹۵). روش شناسی تحلیل لغت در فرایند استنباط فقهی. کاوشی نو در فقه، (1395).
    20. ‏‫واسطی، عبدالحمید. (۱۳۹۸الف‌). روش اجتهاد تمدنی. فقه و اصول، (3).
    21. ‏‫واسطی، عبدالحمید. (۱۳۹۸ب‌). روش تحقیق شبکه‌ای روش معیار در تولید علم. ذهن، (80).
    22. ‏‫واسطی، عبدالحمید. (۱۳۹۹). الگوریتم اجتهاد. پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی.