حکم شرعی به‌مثابه کنش هنجاری؛ خوانشی نو از نظریه محقق اصفهانی«ره»

نوع مقاله : مقالات سفارشی دارالعلم

نویسندگان

1 استادیار رشتۀ فقه و مبانی حقوق، دانشگاه پیام نور، تهران. ایران.

2 استادیار گروه حقوق، واحد هشترود، دانشگاه آزاد اسلامی. هشترود. ایران.

3 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه پیام نور، تهران. ایران.

4 پژوهشگر پژوهشکده فقه و مطالعات اجتماعی و مدرس سطح عالی مرکز مدیریت حوزه های علمیه. قم. ایران.

10.22034/jrj.2026.73062.3069

چکیده

این پژوهش با بازخوانی دیدگاه محقق اصفهانی دربارۀ ماهیت حکم نشان می‌دهد که حکم شرعی نه امری نفسانی و نه صرفاً اعتباری یا لفظی است، بلکه کنشی انشائی و فعل‌محور به شمار می‌آید که با «بعث و زجر بداعیِ جعل داعی» وضعیت هنجاری تازه‌ای برای مکلف ایجاد می‌کند. ابتدا، با بررسی تطبیقی، سه رویکردِ بیان‌محور، اراده‌محور و اعتبارمحور تفکیک می‌شوند و تمایز تقریر اصفهانی نسبت به آن‌ها آشکار می‌گردد. سپس، اشکال اساسیِ «بی‌اعتباری الزام بدون ارادۀ نفسانیِ شارع» طرح می‌شود و با تکیه بر دو چارچوب معاصر پاسخ داده می‌شود که در «هنجارگراییِ موجهاتی»، زبانِ باید و نباید ابزار تثبیت و انتقال قواعد به شمار می‌آید و در «هستی‌شناسیِ آسان»، موجودیت‌های نهادیِ فقهی، از خودِ «حکم» تا نهادهایی چون ملکیت و حرمت، از راه انشای معتبر و پذیرش جمعی پدید می‌آیند و نیاز به فروض متافیزیکیِ سنگین ندارند. بدین ترتیب، جدایی اراده از انشا با الزام منافات ندارد و شرط فهم عینیِ اطاعت و عصیان به شمار می‌رود.
پژوهش بر تحلیل تطبیقیِ متون اصولی و بازسازیِ مبانی اصفهانی در پرتو دو چارچوب یادشده استوار می‌شود. نتایج پژوهش شامل ارائۀ معیارهایی برای تمییز حکم مولوی از انشائات ارشادی، تبیین سازوکار اطاعت و ترتّب ثواب و عقاب بر پایۀ نهاد و قاعده و توضیح کارکرد نظریه در مسائل حقوقی نوپدید می‌شود. نوآوری مقاله در پیوند دادن خوانش اصفهانی با این دو رویکرد و تبیین «حکم به‌مثابۀ کنش هنجاری» تحقق می‌یابد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Sharīʿah Ruling as a Normative Act: A Novel Interpretation of al-Muḥaqqiq al-Iṣfahānī’s Theory

نویسندگان [English]

  • Akram Abdolahpur 1
  • Sorayya Moniri 2
  • hasan abasi hosein abadi 3
  • Maryam Esmaili parzan 4
1 Assistant Professor of Jurisprudence and the Essentials of Islamic Law, Payam Noor University, Tehran, Iran.
2 Corresponding author, Department of Low, Hash.C., Islamic Azad University, Hashtroud, Iran.
3 Associated Professor of Department Islamic Philosophy and Theosophy, Payam-e-noor University, Tehran, Iran
4 Researcher at the Institute of Jurisprudence and Social Studies and Senior Lecturer at the Center for Seminary Management
چکیده [English]

The study then addresses the fundamental objection that “an obligation cannot be established without the Lawmaker’s volitional will” by utilizing two contemporary analytic frameworks: deontic normativism and easy ontology. Within deontic normativism, the language of “ought” and “ought not” serves to establish and transmit norms; within easy ontology, the institutional entities recognized in Islamic jurisprudence—ranging from the concept of a “ruling” itself to institutions such as ownership and prohibition—come into existence through valid enactment and collective acceptance, without requiring heavy metaphysical assumptions. Accordingly, the separation of volition from enactment is not incompatible with normativity; rather, it constitutes a prerequisite for an objective account of obedience and disobedience.
By analyzing foundational texts of uṣūl al-fiqh and reconstructing al-Muḥaqqiq al-Iṣfahānī’s theoretical framework in light of these modern approaches, this study yields three key findings: the formulation of criteria distinguishing ḥukm al-mawlawī (authoritative rulings) from inshāʾāt al-irshādīyyah (advising enactments serving a guiding function); the elucidation of mechanisms governing obedience, reward, and punishment based on institutional structures and normative rules; and an explanation of the theory’s applicability to contemporary legal issues. The originality of this research lies in synthesizing al-Iṣfahānī’s thought with contemporary philosophy of law and formal ontology, thereby formalizing the conception of the legal ruling as an enactive normative act.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Nature of the Legal Ruling
  • Baʿth al-Imkānī (Potential Instigation)
  • al-Muḥaqqiq al-Iṣfahānī
  • Deontic Normativism
  • Easy Ontology
  • Inshāʾ (Normative Performative Act)

عنوان مقاله [العربیة]

الحکم الشرعی بوصفه فعلاً معیاریاً: قراءة جدیدة فی نظریة المحقق الأصفهانی ره

چکیده [العربیة]

تُظهر هذه الدراسة، من خلال إعادة قراءة وجهة نظر المحقق الأصفهانی حول ماهیة الحکم، أن الحکم الشرعی لیس أمراً نفسانیاً ولا مجرد اعتبار أو لفظ، بل هو فعل إنشائی محوری ینشئ حالة معیاریة جدیدة للمکلف عبر «البعث والزجر بداعی جعل الداعی». فی البدء، ومن خلال دراسة مقارنة، تم التمییز بین ثلاثة اتجاهات: الاتجاه البیانی، والاتجاه الإرادی، والاتجاه الاعتباری، لتتضح بذلک فرادة تقریر الأصفهانی مقارنة بها. ثم یُطرح الإشکال الأساسی المتمثل فی «بطلان إلزام الحکم بدون إرادة نفسانیة من الشارع»، ویُجاب عنه بالاستناد إلى إطارین معاصرین؛ حیث یُعد لسان «الوجوب والتحریم» فی «المعیاریة الجهیة» أداة لتثبیت القواعد ونقلها، بینما تشکل الکیانات المؤسسیة الفقهیة فی «الأنطولوجیا المیسرة» — بدءاً من اصل «الحکم» وصولاً إلى مؤسسات کالملکیة والحرمة — عبر الإنشاء المعتبَر والقبول الجمعی، دون الحاجة إلى افتراضات میتافیزیقیة ثقیلة. وبذلک، فإن انفصال الإرادة عن الإنشاء لا ینافی الإلزام، بل یُعد شرطاً للفهم الموضوعی للطاعة والعصیان.

تعتمد الدراسة على التحلیل المقارن للنصوص الأصولیة وإعادة بناء مبانی الأصفهانی فی ضوء الإطارین المذکورین. وتتضمن نتائج البحث تقدیم معاییر للتمییز بین الحکم المولوی والإنشاءات الإرشادیة، وتبیین آلیات الطاعة وترتب الثواب والعقاب على أساس المؤسسة والقاعدة، وتوضیح فاعلیة هذه النظریة فی المسائل القانونیة المستحدثة. وتتجلى نوآوریة المقال فی ربط قراءة الأصفهانی بهذین الاتجاهین وتبیین «الحکم بوصفه فعلاً معیاریاً».

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • ماهیة الحکم
  • حقیقت الحکم
  • البعث الإمکانی
  • المحقق الأصفهانی
  • المعیاریة الجهیة
  • الأنطولوجیا المیسرة

در دست اقدام ...

  1. قرآن کریم

    1. آملی، هاشم. (بی‌تا). تحریر الأصول. قم: کتاب‌فروشی داوری.
    2. خراسانی، محمدکاظم. (1372). کفایة الأصول. تهران: اسلامیه.
    3. ارموی، سراج‌الدین محمود بن ابی‌بکر. (1408ق). التحصیل من المحصول. بیروت: مؤسسة الرسالة، 2 جلد.
    4. اصفهانی، محمدحسین. (1429ق). نهایة الدرایة فی شرح الکفایة. چاپ دوم. بیروت: مؤسسۀ آل البیت ع.
    5. ایجی، عبدالرحمان بن احمد. (1421ق). شرح العضد على مختصر المنتهى الأصولی. بیروت: دار الکتب العلمیة.
    6. ایروانی، علی. (1380). الأصول فی علم الأصول. قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزۀ علمیۀ قم.
    7. ایکی، محمد بن ابی‌بکر. (1438ق). معراج الوصول فی شرح منهاج الأصول للبیضاوی. بیروت: دار البشائر الإسلامیة.
    8. انصاری، مرتضی. (1428ق). فرائد الأصول. چاپ نهم. قم: مجمع الفکر الإسلامی.
    9. طوفی، سلیمان بن عبدالقوی. (1407ق). شرح مختصر الروضة. بیروت: مؤسسة الرسالة.
    10. عراقی، ضیاء الدین. (1370ق). بدائع الأفکار فی الأصول. نجف اشرف: المطبعة العلمیة.
    11. فاضل، محمدعلی. (1390). الجامع فی أصول الفقه. قم: دار التفسیر.
    12. خوئی، ابوالقاسم. (1419ق). دراسات فی علم الأصول. قم: مؤسسة دائرة معارف الفقه الاسلامی.
    13. خوئی، ابوالقاسم. (1422ق). مصباح الأصول. قم: کتاب‌فروشی داوری.
    14. صدر، محمدباقر. (1417ق). بحوث فی علم الأصول. چاپ سوم. قم: مؤسسة دائرة معارف الفقه الاسلامی.
    15. Field, H. (1980). Science without Numbers: A Defence of Nominalism. Princeton, NJ: Princeton University Press.
    16. Fine, K. (2008). “The Question of Ontology.” Synthese, 160(3), 449–474. DOI: 10.1007/s11229-007-9233-3.
    17. Kripke, S. A. (1980). Naming and Necessity. Cambridge, MA: Harvard University Press.
    18. Lewis, D. (1986). On the Plurality of Worlds. Oxford: Blackwell.
    19. Quine, W. V. (1948). “On What There Is.” The Review of Metaphysics, 2(5), 21–38. DOI: 10.2307/20123117.
    20. Thomasson, A. L. (2014). Ontology Made Easy. Oxford: Oxford University Press.
    21. Thomasson, A. L. (2020). Norms and Necessity. Oxford: Oxford University Press.